در آستانه بیست ماهگی

خرید بک لینک
چند روزدیگر بیست ماهه میشود .اینهفته هفته کاری سختی بود چند روزش را تا عصر اداره ماندم و یک روز هم که برای گرفتن بلیط های مسافرت به آژانس رفتم تا هفت عصربا مادر تنها مانده بود و نمیامد بغلم قهر کرده بودو حتی توی ماشین بامن و پدرش حرف هم نمیزد.پسرک نازنینم مرد کوچکم بهانه مرا میگیرد و با من سرسنگین میشود گاهی.زبان من و زبان پدرش را میفهمد برایم جالب است که خیلی خوب زبانی را متوجه میشود که فقط پدرش به آن زبان با او حرف زده است.

دَدَ=پدربزگش

مَمَان=من و مادرم و برادرکوچکم! و گاهی مادرم ننه هم میشود.

آنَنه=خواهرم

اِمان=خواهرزاده ام

بابا=پدرش

عممَ=عمه اش

این روزها کلمه عبیدو را کشف کرده است همه مردهای غریبه عبیدو هستند! و گاهی که بازی اش میگیرد میگوید عبیدو و فرار میکند.

واکسن شش سالگی...

ما را در سایت واکسن شش سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 14:22

صفحه بندی