فروردین نودوپنج

خرید بک لینک
مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت

خرابم میکند هردم فریب چشم جادویت

بعد از این همه مدت آمده ام اینجا و برای نازنین پسرم مینویسم پسرم مرد شده است برای خودش امسال عید برایش کت خریدیم یک کت تک که خیلی هم بهش میومد پسرم بزرگ شده است باهم آشپزی میکنیم کیک درست میکنیم و گل میکاریم پسر بااحساس من با گلها حرف میزند و به شفلرا سلام میدهد و میبوسدش باهم چای میخوریم جلوی تراس کوچکمان کنار گلدانها مینشینیم و به گلهایمان اب میدهیم.عاشق قصه ی شنل قرمزی وبزبز قندی هست.شبها قبل از خواب برایش لالایی میخوانم یک لالایی من درآوردی دارم که لالایی محبوبش هست لالا لا لا گل نازم بخواب ای ... نازم

هنوز شیر خشک میخورد شبها یک سینی بالای سرمان میگذاریم که شیشه های شیر و پستونک و شیرخشکش را تویش هست.

چند شب پیش خوابم میامد از خوابیده بودم او هم مثل همیشه که از خواب فراری است کنارم نشسته بود الکی هی آب میخواست یک بار که ازپدرش آب خواست گفتم هیس پدرش برایش اب اورد او هم برای اینکه عصبانیت خودش رو نشون بده با صدای بلند به پدرش گفت دستت درد نکنه!

رارنگی=نارنگی

اریح=علی

قند =شیرخشک

لالا می می=پستونک

کفیث=کثیف

دبش=چشم

ظالم=لازم

بابانر=بامادور(گوجه)

آنوس=آسانسور

آشغاما=آشپزخونه

سوناخ=سوغان(پیاز)

ساریسماخ=ساریمساخ(سیر)

واکسن شش سالگی...

ما را در سایت واکسن شش سالگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 14:22

صفحه بندی